بارون قشنگ ترین نعمت خداست
فقط یادتون باشه حیف چتر نگیرید !
بارون قشنگ ترین نعمت خداست فقط یادتون باشه حیف چتر نگیرید !
+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت
23:20 |
چقدر بچه نازیه نه ؟ وای که من چقدر از این بچه تپولوهای کوچولو دوست دارم .
بخولمش
+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 و ساعت
21:46 |
سلام ! یک ربع قرن گذشت ! یک ربع قرن پیش در17 اردیبهشت چشم به جهان گشود ! گمان میکرد دنیا زیباست آن را رنگارنگ دید .... به آن دلبسته شد اما اکنون با کوله باری از یک ربع قرن تجربه زندگی دریافته است که صداقت گوهری است کمیاب .... و عشق گوهری است کمیاب تر .... دیگر تعلق خاطر چندانی به این دنیا ندارد . اگر بگویند تو بیش از یک ربع قرن نخواهی زیست با اغوش باز خواهد پذیرفت ! یک ربع قرن زیسته ام می خواهم ربع های دیگر زندگی ام را عاشقانه بزییم یا انکه بمیرم !
+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت
21:3 |
احساس میکنم باز پر از حرفم... حرفهایی حتی ناشناخته برای خودم... کاش میتوانستم آنچه را که فکر مرا مشغول کرده بنویسم...کاش میدانستم به چه فکر میکنم...کاش من هم بودم در این جمع بی ریا و دوست داشتنی...وقتی می بینم بعضی ها چقدر خوب احساساتشان را مینوییسند دلم میگیرد...
کاش زود تر پیدا کنم...زمان به سرعت مرا تنها میگذارد. بگشای در..... نه از رومم
نه از زنگم همان بی رنگ بیرنگم بیا بگشای در...بگشای! دلتنگم... + نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت
22:10 |
سلام امروز تبصره عشق یک ساله شد . سالی پرماجرایی بود گاهی باور نکردنی گاهی خوب گاهی بسیار تلخ --------- در استانه سال نو هستیم ... چه تغییری کردی؟؟ اصلا در کنار آپ کردن وبلاگت خودتو آپ کردی؟؟؟؟ گاهی تغییر خیلی سخته ولی لازمه. سالی که گذشت رو در نظر بگیر ! سعی کن در سال جدید اشتباهاتت رو تکرار نکنی . بد به حالمون اگه زندگیمونو جوونیمونو همینجوری از دست بدیمو ازش ثمره ای نبریم .
+ نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت
22:20 |
تولد بهترین دوست منه ............... .......................!!!
+ نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت
19:18 |
.......................................................
.....................................................
+ نوشته شده توسط حسین در جمعه نهم آذر 1386 و ساعت
12:26 |
1-اصولاً داستان های عشقی به 3 دسته تقسيم ميشن! يک: پسره پولداره و دختره فقير و پسره التماس ميکنه که باهاش ازدواج کنه! دو: دختره پولداره و پسره فقير و باز پسره اصرار ميکنه که بهاش ازدواج کنه! سه: هر دو متوسط هستن ولی باز اين پسره س که التماس ميکنه باهاش ازدواج کنه! نتيجه؟ واضحه ديگه! (منبع يه کاريکاتور از گل آقا) 2-هميشه فکر ميکردم اين افراد کر و لال که با هم ازدواج ميکنن چه جوري 3-رفتيم فوتبال داخل سالن بازی کرديم...لب خط يه استارت سريع زدم چون سرعتم 4-داستانک! يه آمريکايي و يه مکزيکي با هم در مورد آينده حرف ميزدن.. 5-من يه کشفي کردم هر چي آدم خوشگل تر باشه حساس تره! والپيپر روز! وقتی شتر عروس ميشه!مرتبط. معمولاً ميگن وقتي عشق ميآد من و تو ميشه ما! ولي من ميگم... سخن روز! به ياد داشته باشيد چيزهايي که در اطراف خود مي بينيد روزي آرزوي يک نفر بوده اند. + نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت
11:47 |
1--خوب امروز ميخوام يه کار فرهنگي بکنم! از هر 3 نفر يک نفر در عمرش به خون نياز پيدا ميکنه! 2--يه مطلب کمي تکان دهنده!يه مقاله در مورد عشق و ..ميخوندم،نوشته بود که عشق 3--يه کاريکاتور ديدم يه پسره ميخواست بره تو دانشگاه تهران بعد دربونه نميذاشت 4--میگفت اون قديما که تازه عاشق شده بودم، يه داستانک خيلي باحال! لينکک! هشدار! دوستان عزيزم که منو با نظرات قشنگشون خجالت میدن! مرتبط.۱ رفتي خون دادي برگشتي نه!؟ تيکه روز! آقا يه قرار بذار ديگه نبينمت!!! اینم دلتنگي هاي من به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه عقل ماندو نه هوشم.. سخن روز!هر اقدام بزرگ در ابتدا، محال به نظر مي آيد. توماس كارلايل + نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت
15:55 |
|
|